![]() |
![]() |
|
| برگی که افتد از باد سخت ×××× میل هر سو میکند الّا درخت |
|
انگار ... نه تب دارم ، نه جايم مي كند درد همي دانم كه رنگم مي شود زرد همه گويند كه گرماي زمين است خودم دانم فراق از نازنين است نگرانم ، نگران ! نگرانم از اینکه تو را نبینم و بروم ، نگرانم ! نگرانم از اینکه روز شمار عمرم به صفر برسد و من روی ماهت را زیارت نکرده باشم ، نگرانم ! نگرانم از اینکه نامم در لیست ناکامان رویت باشد ، نگرانم ! نگرانم از اینکه قبل از بوسیدن دستت خاک دستم را ببوسد ، نگرانم ! نگرانم از اینکه جسمم بوی واقعی نرگس را حس نکند ، نگرانم ! نگرانم آتش نفرتم در رکابت عمر بی حاصل دشمنانت را نگیرد ، نگرانم ! ***
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 23:29 توسط انشالله شهید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام/قدمتون رو چشمام
|
|
RSS
|