![]() |
![]() |
|
| برگی که افتد از باد سخت ×××× میل هر سو میکند الّا درخت |
|
سلام
سالگرد ازدواج حضرت مولا(ع) و حضرت مادر(س) مبارک باد کلیلیلیلیلیلیلی به همین مناسبت یه فایل با دو فرمت براتون میزارم دانلود کنید که خیلی خشکله به قد و بالای دوماد ماشالله/ با فرمت Mp3 یه قد و بالای دوماد ماشالله/ با فرمت Wma خشنودی امام حسن مجتبی ع صلوات |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 14:14 توسط انشالله شهید |
|
|
سلام خوبی؟ حوزوی هستی؟دانشجو هستی؟عاشق آقا هستی؟چقدر آقا رو دوست داری؟دانشجو هستی؟ حدیثی هستی؟تا حالا دست کسی رو تو دست آقا گذاشتی؟تا حالا موثر بودی؟تا حالا هر چی یاد گرفتی تونستی نصفش رو عمل کنی؟......؟ و اما سلام خوبی؟ چقدر گناه کردی؟چقدر نگاه به نا محرم کردی قربونت برم؟چقدر نماز قضا داری فدات بشم؟ چقدر روزه گردنته عزیز دلم؟چقدر تو سرت زدند که تو آدم خوبی نیستی و خوب نمیشی؟ و و و و و و از این حرفهای مفت .تو غصه نخور .بیا تو بغل کلاغ حرم خوب دو گروه متفاوت اینجا هستند.ولی همه چه گروه اول و چه گروه دوم یه وجه مشترکی دارند. گروه دوم آب میخواهند و گروه اول تشنه تر از گروه دوم هستند. اگر دنبال آب هستی و میخوای عطشت بر طرف بشه دو تا فایل زیر رو دانلود کن جون حضرت مادر(س).خوب خوب خوب گوش کنید خواهش میکنم. تو قسمت نظرات هم نمیخوام نظر بدید فقط میخوام حس و حالتون رو بنویسید دعا کنید منم تشنگی رو حس کنم فدای همتون.تصمیم بگیرید.امام حسین(ع)مال همه ماست.و حضرت مادر(س) مادر همه ماست.دست مادرمون فاطمه زهرا(س) پشت و پناه همه ماست شروع کنید همه با هم پیش به سوی خدای خشکل و نازنین .خدانگهدار.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آذر 1387ساعت 14:28 توسط انشالله شهید |
|
|
سلام خدای خوبم خوبی قربونت برم.اومدم یکم باهات حرف بزنم.ای بابا خدا جوون چرا این ملائکه چپ چپ دارن نگاه میکنن هی میگن باز پیدات شده چه خبره بازم تیرت به سنگ خورده یاد خدا افتادی خدای خوبم یه چیزی بهشون بگووو. آخیش حالا خوبتون شد صورتتون کش اومد.ممنونم مولای من حقیقتش ارباب جونم امشب ماهی نمیخوام!اومدم ماهی گرفتن رو یادم بدی چون اگر ببخشی باز آلوده میشم ازتوچه پنهون مزه گناه زیر دندونم نشسته این لذت دروغین رو امشب ببر. ارباب من قشنگ من اگر منو بسوزونید و عذاب بدید چیزی بخدائی تو اضاف نمیشه.ولی اگر دستم رو بگیری و نجاتم بدی راه میافتم و جار میزنم که تو چقدر خوبید همه جا حتی تو چت روم ها. راستش رو بخوای یه کوچلو از امام زمان(عج)دلگیرم/ زیاد منو تحویل نمیگیره.خب آره صد البته هم میدونم مقصر خودمم ولی اون آقای منه نفسه منه جوون منه بابای منه مگر حضرت رسول نفرمودند که من و علی بابای این امت هستیم . مگر ایشون جدشون حضرت رسول(ص)نیست؟مگر نه اینکه پیغمبر عزیز از کوچه میگذشت رو سر مبارک ایشان خاکستر میرختند و یک روز رد شد دیدند خبری از خاکستر و خاکستر ریز نیست .سراغ اون شخص رو گرفت و وقتی متوجه شد اون شخص مریضه به عیادت اون مرد رفت. مگر جد بزرگوارشان امام حسین (ع) نیست؟مگر حر دل اهل حرم و حضرت زینب(س) ور نلرزوند آقا با یه نیم نگاه ایشان رو اولین شهید کربلا نکرد؟. مگر من دله بی بی رو لرزوندم مگر من خاکستری ریختم .آره ریختم اما به سر خودم ریختم. نفسم شما بهتر از همه میدونید من تو لجن زار خودم دست و پا میزدم و نه شما رو میشناختم نه اعتقاد عمیقی اگر میخوای کم محلی کنید چرا منو نجات دادی؟ چرا منو دیوونه خودت کردی؟چرا لذت مناجاتت رو بهم چشوندی؟ میخواستی خمارت باشم .بهم بفهمون منو میخای بعد هر چه دادی بجوووووووونم میخرم.خدا اشکام رو میبینی بی قرارم کردی .دیوونم کردی .میخوامت.زیاد میخوامت.یواشکی در گوشتون میگم.بیا و خصوصی دستمو بگیر شدی همه زندگیم .یا منو ببر پیش خودت یا بهم بچشون لذت مناجات کردن با خودتو نمیخوام برگردم تو اون جای قبلیم .اینقدر شما مهربونیییییییییییییییییییی پر رو شدم همش میگم یعنی میشه شهید بشم .میدونم خیلی پر رو هستم ولی مهربونی و بزرگی تو منو کستاخ کرده.وای که چقدر تو خشکلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی آخیش دلم خالی شد/ممنونم بهم وقت دادی راستی ارباب قشنگم یه دل دریائی هم بهم بده که ظرفیت محبتها و الطاف نورانی شما رو داشته باشم که اگر تو کاسه گدائی من چیزی گذاشتید باهاش فخر فروشی نکنم / تو سر این و اون نزنم و دچارعُجب نشم دوستت دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممم و در اخر هم چند خواهش از شما خدای بزرگ و مهربانم خدايا! به دل هاي پروانه وش شمعي شايسته عنايت کن که در پاي هر کرم شب تابي خدايا! آن چنان غريق درياي غربتمان مکن که به سمت هر خاشاک عاطفه ايي دست نياز دراز کنيم.پناه بر تو از تنهايي و غربت و بي کسي! خدايا!در اين هرزه بازار نگاه ها و قلبها,دل ما را از آن خودت وچشم ما را نگران خودت کن! خدايا! دستمان تهي و آلوده به معصيت است.اما دلمان سرشار از عشق و محبت است.به دستمان نگاه نکن. به دلمان هم نگاه نکن.به دست خودت و دل خودت نگاه کن.من کان محاسنه مساوي فکيف مساويه مساوي؟! |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 21:36 توسط انشالله شهید |
|
عشق میکنم وقتی نگاهتون میکنم جون رقیه(س)از دستم که ناراحت نیستید. بچه ها یعنی وقتی داریم گناه میکنیم آقا همینجوری داره نگاهمون میکنه. تورو خدااااااااااااا بگید نه نه نه ... یکی داره تو دلم میگه خودتو خر نکن معلومه که آقا میبینه. پس چه خاکی به سرم بریزم. بازم میگه. غصه نخور نا امید نباش آقا میگه : به من تیر زدی با گناهات اما فدایه سرت ما اهل بیت اومدیم تا سپر بلایه شماها باشیم. ولی دیگه گناه نکنید.آخه هر گناه شما مثل تیری است که به من میزنید. آخه تیرهائی که تویه کربلا خوردم دیگه جائی برایه تیرهای گناهان شما نگذاشته. پس کارهائی رو انجام بدید که قلب مادرم زهرا(س)رو خشنود کنه.مگه چقدر میخواید عمر کنید.که اینطور می تازید. آقا غلط کردم به چشمات قسم جبران میکنم |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 21:24 توسط انشالله شهید |
|
![]() ![]()
۱سال گذشت از تولد کلاغ حرم از همه ممنونم که منو کمک کردند و راهنمائی انشالله روزی تو وبلاگ بزنم بچه ها آقا اومد . انشالله بسم الله الرحمن الرحيم سالروز ميلاد حضرت صديقه كبري، فاطمه زهرا، سلام الله عليها . . . و روز مادر. چه مناسبت پر بركت و چه انتخاب مناسبي! بهترين و زيباترين سمبل براي كلمه مادر : «فاطمه». كسي كه مادر تمام عالم است. مادر آفرينش، مادر همه خوبيها و همه خوبان، حتي پدرش! كسي كه زمين و آسمان و مابينشان، خلقت خود را قبل از هر كس مديون او هستند. «إني ما خلقت سماء مبنية و لا أرضا مدحية... إلا لمحبة هؤلاء الخمسة الذين هم تحت الكساء... هم فاطمة و أبوها و بعلها و بنوها» روز مادر بر تمامي مادران عزيز مبارك باد. اما تبريك نه فقط از آن جهت كه روزشان است، بلكه تبريك به همه مادران و خوشا به حالشان كه چنين روزي، روز آنهاست. روز مادر سپري شده است و همه ما -كم وبيش- سعي كردهايم با تقديم هديهاي به مادر خويش، به او گفته باشيم كه دوستش داريم و به فكرش هستيم، حتي اگر نتوانيم سپاس او را بجاي آوريم. و حتما در انتخاب اين هديه، تلاش كردهايم چيزي را برگزينيم كه بيش از هر چيز ديگري مادرمان را خوشحال سازد و يا چيزي كه به درد او بخورد و شايد روزي آرزوي داشتنش را كرده است. اما روز مادر اگر براي همه، با واسطه و بخاطر آن مناسبت، «روز مادر» است، براي يك نفر، مستقيما و بيواسطه روز مادر است. آري، فاطمهاي كه تنها بخاطر او و مادري او، اين روز را بدين نام ناميدهاند، بيش از آنكه براي هر موجودي در اين زمان، مادري كند، . . . مادر مهدي است. و «روز مادر» ، قبل از آنكه روز مادر هريك از ما باشد، روز مادر اوست. «قل إنما أنا بشر مثلكم» . . . آري، امام زمان(عج) نيز اگرچه امام و حجت خداست ولي يك انسان است. قلب دارد. احساس و عاطفه دارد. از ديدن يك سنت خوب و زيبا در ميان مردم، خوشحال ميشود. او نيز دوست دارد به مادر خويش هديهاي بدهد. هديهاي كه بيش از هر چيز، مادر را خوشحال كند و و سالهاي سال است كه آرزوي آن را در سينه دارد. از همان هنگام كه ديد نااهلان، دين پدرش را به بيراهه ميكشند و جانشين برحق او را به مسجد مدينه. آري، تنها ما نيستيم كه در چنين روزي، به فكر مادر خويش ميافتيم. او نيز بيش از همه به ياد مادر خويش است، به خصوص وقتي كه آن مادر (به فرموده مرحوم علامه اميني ره)، از همان ابتدا و در ميانه در و ديوار، پيش از آنكه پدر يا همسرش را خطاب نمايد، مهدياش را صدا زده باشد. چه رسد به كربلا و عصر عاشورا و گودي قتلگاه . . . و چه هديهاي جز ظهور ميتواند به درد اين مادر بخورد و مرهم آلام او باشد؟ اين را مهدي او نيز ميداند و به همين دليل، سالهاست منتظر است تا بشارت ظهورش را به مادر خويش هديه كند. اما سوال اساسي اينجاست كه اين فرزند براي تهيه و تقديم چنين هديهاي چه كم دارد و چه چيز سبب محروميت او از رسيدن به اين آرزوي ديرينه شده است؟ آري، نقص او، اشكال كار او، مايه سرشكستگي و سكوت و نشستن او، امّت اوست كه ظهورش را آنطور كه بايد از خدا نخواستهاند. نه اينكه اين حرف را من بگويم، پيام مشهور و معتبر خود ايشان است كه فرمودهاند : «شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نميخواهند. اگر ميخواستند، دعا ميكردند و فرج ميرسيد.» بياييد او را آن گونه بخواهيم كه فرموده است، نه چنين كه تا به حال خواستهايم. همچون تشنهاي جوياي آب، که به هر دری میزند تا بدان برسد و تا نرسد، آرام نخواهد نشست. زيرا بدون آب، نمیتواند زنده بماند. بياييد طور ديگری او را بخواهيم، خواستني كه فرجش فرا رساند، همين. ü گلچيني براي عمل : 1- مداومت بر دعای مربوط به ظهور منتقم (عج) بعد از هر نماز : امام صادق (عليه السلام) فرمودند : « از حقوق ما بر شيعيانمان اين است كه بعد از هر نماز واجب، يك دست بر چانه گرفته و 3 مرتبه بگويند : يا ربَّ محمّد عجِّل فَرَجَ آلِ محمّد ، يا ربَّ محمّد إحفََظ غَيبَةَ محمّد ، يا ربَّ محمّد إنتَقِم لابنَةِ محمّد پروردگار محمد! در فرج و گشايش آل محمد تعجيل بفرما، پروردگار محمد! فقدان پيامبر و جاي خالي او را جبران بفرما، پروردگار محمد! انتقام دختر محمد(ص) را بستان » (كتاب صحيفه مهديه، ص ) 2- توسل حقيقي به حضرت صديقه كبري (سلام الله عليها) به قصد ظهور امام زمان (عج) با گفتن ذكر «يازهرا» در هر روز110 مرتبه به نيابت از همه منتظران مهدي فاطمه (عج)، زنده يا مرده 3- زيارت و استمداد از حضرت زهرا (سلام الله عليها) در هر روز (يا حداقل روزهاي يكشنبه) با استفاده از زيارتنامه كوتاه وارده در مفاتيح الجنان 4- مداومت بر حرز حضرت فاطمه (سلام الله عليها) وارده در مفاتيح الجنان که دعايی کوتاه و بسيار جالب در اين زمينه است. 5- برگزاري جلسات حديث شريف كساء فقط و فقط به نيت رفع همّ و غمّ و حاجت امام زمان (عج) 6- صلوات مخصوصه آن حضرت (سلام الله عليها) به انضمام دعا براي فرج، 530 (يا حداقل 110) مرتبه : اللّهمّ صلّ علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و السّرّ المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك و عجّل فرجهم بحقّهم فرجا عاجلا من عندك 7 و 8 - اقامه نماز حضرت زهرا (سلام الله عليها) وارده در مفاتيح الجنان و همچنين نماز حاجت حضرت زهرا (سلام الله عليها) وارده در كتاب صحيفة الزهرا(سلام الله عليها) در مواقع مناسب، شبهاي جمعه، هيآت و جلسات مذهبي و . . . به صورت گروهي يا انفرادي 9- استغاثه به حضرت زهرا (سلام الله عليها) به صورتي كه در مفاتيح الجنان وارد شده و بسيار عظيم الشان و موثر ميباشد، به صورت گروهي يا انفرادي ياعلي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 17:7 توسط انشالله شهید |
|
|
آقايم بلاها زياد مطالب پوشيده برملا گرديده وفقط به شما شکايت می کنم .
با نوشانيدن جامهای توحيد بر آنان منت گذاشته وشرافت آمدن در محفل اهل توحيد را به آنان کرامت نمودی تامل می کنم نزديک است قلبم از حسرت شکافته شده و از غيرت دوتکه شود آه آه وای بر قلب کسی که مثل من باشد آقايم خواهان شما با ساير مشتاقين فرق دارد زيرا زيبايی تو قابل مقايسه با زيبايی ساير معشوقها نبوده وبزرگی تو مانند ديگر بزرگيها نمی باشد به اين جهت که شما محبوبی هستی که علت ايجاد خواهان ودوست دار خود بوده واو در هرحال و هر کاری به شما احتياج دارند ولی ديگران چنين نيستند . بلکه در عالم محسوسات زيبايی وجود ندارد مگر اينکه مظهر گوشه ای از زيبايی شما وبزرگيی نيست مگر ناشی از يکی از آثار بزرگی شما. زيرا زيبايی شما مظهر زيبايی خداوند زيبا وزيبايی ديگران از مظاهر زيبايی شماست . از عالم عارف کامل آيت الله حاج ميرزا جواد آقا ملکی تبريزی دعـــــا کــــن بــدســــت آرد ايـــــن دل تــــــو را |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:14 توسط انشالله شهید |
|
|
بازم سلام
چندتا مداحي قشنگ و دل نواز براي دانلود ميزارم اگر مداحي خاصي مورد نظرتون هست بفرمائيد اگر داشتم براتون ميزارم كه دانلود بفرمائيد مرغ قلبم مبتلاي نجفه جواد مقدم حسين يار منه جواد مقدم زينب اي اميد قلب بشكسته جواد مقدم خيلي جانسوزه براي فرج آقا صلوات |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:7 توسط انشالله شهید |
|
سلام/ دلم برای همتون تنگ شده خوبید انشالله شاید بگید تا الان کدوم گوری بودم که چیزی ننوشتم مخصوصا از بزرگترین غم دنیا محرم برای خودم هم این سوال بود چرا دستم به نوشتن نمی ره اما جوابش یک کلامه لیاقت سعادت/ از حسین ابن علی(ع) گفتن دلی حسینی میخواد به معنای حقیقی که من ندارم اما شما دعا کنید چراغ دلم روشن بشه حرف زیاد دارم بخداااااااااااااااا روی نوشتنش رو ندارم. از همه بزرگوارانی که منو با نظراتشون دل گرم کردن ممنونم/ انشالله همه ما تو بهشت دور آقامون بگردیم و اونجا حسین حسین بگیم وایییییییییییییییی چه عشقی داره نگاه کنی به صورت آقااااااااااااااااااااااا وایییییییییییییییییی دلم ریش شد/یعنی میشه .شاید بگید خیلی پر رو هستم ولی میشه/یه سوال ولی قول بدید نخندید به سوالم تا حالا فکر کردید فرق کشتی تجاری و کشتی نجات چیه؟؟؟!!! فرقش در اینه که کشتی تجاری کارش تجارت و جا بجا کردن اسباب و کالا میباشد ولی کشتی نجات کارش فقط نجات دادن کسانیه که در حال غرق شدن هستند و یادمون نره انا الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه منم یه غرق شده هستم پس منتظر کشتی نجات میمونم آقااااااااااااااااا زود بیاااااااااااا دارم میمیرممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم به خوبا سر میزنی مگه بدها دل ندارن یه سرهم به من بزن ای خوب خوبها آقا جون ارواح خاک مادرت یکم به من محل بزار مثل تموم شهدا به کام من عسل بزار ميخوام حرفام رو جمع كنم با تصوير زير و خدانگهدار تا بعد.......... حسين
منه |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم اسفند 1386ساعت 10:32 توسط انشالله شهید |
|
بسم الله الرحمن الرحیم نوشته شده توسط:پرستوي بال و پر شكسته |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 12:12 توسط انشالله شهید |
|
|
سلام به همه دوستان بزرگوار قبلا قول داده بودم كه مداحي براي دانلود بزارم اما بلد نبودم كه چطور بايد
اين كار رو كرد كه شما بزرگواران استفاده نمائيد كه با راهنمائي بعضي از دوستان كمي تا قسمتي ابري ياد گرفتم /تقديمممممممممممممممممم به همه شما عاشقان ارباب
گر نشان عشق را گم کرده ائیم در میان آتش آن خیمه هاست(رقیه) گر به دنبال حقیقت میرویم حق همینجا.حق به روی نیزه هاست جواد مقدم-من مستم من مستم مجنون هستم خيلي قشنگه جواد مقدم_امشب از اون شبائيه آخرشه محمد كميل و محسن صائمي خيلي زيباست بهمني توضيح نميدم خيلي جان سوزه اگر دلت گرفته دانلود كن کریمی-یک سالو نیم بعد تو سالار تشنه لب... خیلی جانسوزه تورو خدا اگر گوش كرديد حالي بهتون دست داد براي فرج دعا كنيد حسين ميااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا به كوفه لااقل نه رقيه س نه علي اصغرع رو بياررررررر |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:44 توسط انشالله شهید |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم خدایا چگونه سپاس تو را بگویم من ارزش ولیاقت این همه محبت را نداشتم اما تو مهربانم مرا مورد لطف خود قرار دادی و نگاه از من برنداشتی و مرا در سختی ها و بحرانها در اغوش کشاندی و نگذاشتی که حتی مقدار اندازه سر سوزنی اذیت شوم خدایا چرا اینقدر تو مهربان هستی ؟؟؟؟ خداوندا مراببخش وازسرتقصيراتم بگذر. يارب،مرابراه راست هدايت کن،دستم رابگير،مگذارشيطان مرابه انحراف بکشاند. خداوندا. قدرت اراده به من عنـايت فرما.مرابه خود وامگذار. به من نيروئي ده تــا بتوانم لگام نفسم رادردست بگيرم. الهی مراقدرتی ده تابتوانم هرچه بيشترازتواطاعت کنم وعبادت تورابه جابياورم. خدايا. مرابه خودت عاشق بگردان. زيراتنهاعشق است که قدرت فداکردن وفداشدن درراه معشوق رابه عاشق می دهد. نوشته شده توسط پرستوي پر و بال شكسته |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 10:0 توسط انشالله شهید |
|
|
حسن برخورد با مردم يسع بن حمزه مي گويد: در مجلس حضرت رضا (ع) بودم و جمعيت بسياري در مجلس حضور داشتند، و از آنحضرت سؤال مي كردند و از احكام حلال و حرام مي پرسيدند و امام رضا(ع) پاسخ آنها را مي داد، در اين ميان ، ناگهان مردي بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد وسلام كرد و به امام هشتم (ع) عرض نمود: من از دوستان شما و پدر و اجداد پاك شما هستم در سفر حج ، پولم تمام شده و خرجي راه ندارم تا به وطنم برسم ، اگر امكان دارد، خرجي راه را به من بده تا به وطنم برسم ، خداوند مرا از نعمتهايش برخوردار نموده است ، وقتي به وطن رسيدم ، آنچه به من داده اي معادل آن ، از جانب شما صدقه مي دهم ، چون خودم مستحق صدقه نيستم . امام رضا به او فرمود: بنشين ، خدا به تو لطف كند،سپس امام رو به مردم كرد، و به پاسخ سؤالهاي آنها پرداخت . سپس مردم همه رفتند، و تنها آن مرد مسافر، و من و سليمان جعفري و خثيمه در خدمت امام مانديم . امام (ع) به ما فرمود: اجازه مي دهيد به خانه اندرون بروم ؟ سليمان عرض كرد: خداوند امر و اذن شما را بر ما مقدم داشته است . حضرت برخاست و وارد حجره اي شد و پس از چند دقيقه باز گشت ، و او پشت در فرمود: آن مرد (مسافر) خراساني كجاست ؟ خراساني بر خاست و گفت :اينجا هستم
منبع داستان : کتاب داستان دوستان نوشته محمد محمدي اشتهاردي
احترام به مهمان
مهماني بر امام رضا عليه السلام وارد شد، حضرت نزد او نشسته بود و با وي صحبت مي كرد به گونه اي كه بخشي از شب را با يكديگر مي گذراندند، در اين هنگام چراغ روشنائي داراي مشكل و خرابي شد. مهمان امام رضا عليه السلام كه خرابي چراغ رامشاهده مي كرد دست برد تا آن را اصلاح كند. در اين هنگام حضرت مانع كار او شد و خود آن را درست كرد و سپس فرمود. انا قوم لا مستخدم اضيافنا ما خانداني هستيم كه مهمانان خود را به خدمت نمي گيريم.
منبع داستان : قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) نوشته محمد رضا اکبري سفر معصیت دو نفر مسافر به خراسان آمدند و براي آنكه وظيفه خود را درباره خواندن نماز بدانند به محضر امام رضا عليه السلام رسيدند و سوال كردند ما از فلان جا آمديم ، آيا نماز ما تمام است يا شكسته ؟ امام عليه السلام به يكي از آنها فرمود: نماز تو شكسته است زيرا قصد ملاقات مرا داشته اي و به ديگري فرمود: نماز تو تمام است زيرا تو قصد ملاقات با سلطان را داشته اي . (و چنين سفري كه قصد ملاقات با سلطان ستمگر صورت گيرد سفر معصيت است و چنين سفري موجب شكسته شدن نماز نمي گردد).
منبع داستان : قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) نوشته محمد رضا اکبري |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 16:27 توسط انشالله شهید |
|
بنام خداوند بخشاینده مهربان سلام اومدم براتون یه قصه قشنگ تعریف کنم یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدای مهربون هیچکی نبود تویه جنگل قشنگ میون این همه رنگ یه باغ گلی بود که توش پر از گلهای زیبا بود.مثل شما دوستان.این قدر خشکل بودند این گلها انگار اونها رو از بهشت اورده بودند. حتما می دونید جائی که گل باشه پروانه ام پیدا میشه وداستان ما مربوط میشه به شهر پروانه ها که تویه این جنگل وباغ گل زندگی می کردند. این پروانه در شهر خودشون با آرامش کامل زندگی میکردند چون یه ملکه داشتند که خیلی زیرک وقدرت مند بود .اصل داستان از اینجا شروع شد که...... ملکه پروانها دستور داد که تمام پروانه جمع بشند میخواد پیغام و خبر مهمی رو بهشون بگه هیچ کس دل تو دلش نبود خدایا چه خبر شده.هم همه پروانه ها پیچیده بود توباغ که خبر دادند خاموش باشید ملکه وارد میشود. سکوت همه جا رو فرا گرفت. ملکه گفت سلام به همه شما پروانه ها امروز وقتتان رو گرفتم که موضوع مهمی رو برای شما بگویم. خبرها عجیبی از یک چیزی به نام شمع به گوش من میرسد و من متاسفانه نمیدانم شمع چیست.دوباره هم همه جا رو گرفت.شمع دیگرچیست.همه مبهوت و حیرت زده بودند.ملکه گفت میخواهم چند گروه از سربازان را روانه کنم تا خبری از شمع برای من بیاورند.وقرار شد سه گروه برای یافتن شمع حرکت کننند القصه سه گروه با بدرقه مردم و خانوادهاشون حرکت کردند.چند هفته ائی گذشت.گروه اول برگشتند و به ملکه گفتند ملکه بزرگ به سلامت باشند.شمع خیلی نور دارد. بعد از مدتی دیگر گروه دوم آمدند .گفتند ملکه بزرگ به سلامت شمع خیلی گرما دارد.اما از گروه سوم خبری نشد.زن و بچه گروه سوم نگران بودند.ولی هیچ وقت اون گروه آخر برنگشتند. ملکه در تجمع دیگر به پروانه ها گفت گروهی گفتند شمع نور زیاد دارد.گروهی گفتند خیلی گرم است و گروهی نیامدند .باید به شما بگویم خبر اصلی و واقعی را اونهائی داشتند که برنگشتند.زیرا آنقدر به شمع نزدیک شدند برای کشف حقیقت که سوختند وچیزی را دیدند که نباید میدیدند.واون چیزی نیست جز حقیقت..... قصه ما به سر رسید کلاغه بیچاره بخونش نرسید نتیجه: شهدا چی دیدند؟چی رو نباید میدیدند؟چه چیزی رو دیدند که همه چیز رو رها کردند؟با کدوم چشم؟چشم سر یا نه چشم دل؟ چرا من و امثال من دودستی چسبیدیم دنیا رو؟چرا من نمیبینم؟ آخر عاقبتمون چی میشه ؟خیلی نگرانم میکنه این سوال. برای بدست آوردن حقیقت تلاش کردیم؟من که اصلا.خدایا به ما رحم کن رحم کن رحم کن.من که به خودم رحم نکردم. مثل تموم شهدا به کام من عسل بزار. خداجون نذار گناه برام عسل باشه و عبادت خسته کننده و تلخ.تو قادری خدا .تو توانائی .توان بندگی رو عطا کن.نمیخوام مایه ننگ تو باشم بر روی زمین بخاطر شهوت.بخاطر نامحرم.بخاطرغیبت.دروغ.حرام خوردن و ........ خدایا به عظمتت قسم کمکمون کن .همه رو کمک کن الهی العفو الهی العفو الهل العفو آمین یا رب العالمین خدایا دل شیر بده عاشق سفر عشقم بازم این گلهل تقدیم کسانی که لبخند خدا را با لبخند شیطانی نامحرم عوض نمیکنند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 9:44 توسط انشالله شهید |
|
|
زندگي رنگ پريشاني گرفت . هركه امد عشق را بازي گرفت . رنگ ارزشها همه بي رنگ شد معصيت با عافيت همسنگ شد . اي دريغا رادمردي ها چه شد قصه مردان عشق افسانه شد . رسم ليلي مرد و مجنون زار شد. عاشقي خر مهره بازار شد .مي شود بار دگر همدل شويم در وفا چون پاك بازان گل شويم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 16:24 توسط انشالله شهید |
|
|
بدون شرح!!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 15:20 توسط انشالله شهید |
|
|
درنگاه آنان که پروازرانمی فهمند
هرچقدر اوج بگیری
کوچکتر خواهی شد بازم سلام بازم درد بازم ناله اما این بار نه واقعا ناله نیست چندتا سوال دارم آدم باید چکار کنه که بهش بگن با کلاس؟کلاس چیه؟بی فرهنگی؟بی شخصیتی؟بی حجابی؟ باید چکار کنه تافکر نکنن زندگی با یه آدمی که فقط پایبند به اصول اخلاقی و خدا سخت نیست؟ باید چکار کنه که همه بدونن خدا مال همه است؟وتا حرف زد همه نگن طرف داره ادای آدمهای مومن رو در میاره؟ و سوالات دیگر..... واقعا شما خوشی و خوشبختی رو تو چی میبینید؟ فقط خوردن خوابیدن تفریحوخوشگذرونی من نیمومد ایراد بگیرم از کسی سوال اصلی من اینه : خوشبختیه چیه؟ لطفا نظر بدید. حاضرید تو زندگیتون چی رو بدست بیارید و بخاطر بدست اوردن اون حاضرید از چی بگذرید؟ بخاطرحرف مردم وحرف فامیلتون حاضرید تو بدترین شرایط ممکن زندگی کنید؟ چکار میکنی شرایط رو طوری میکنی که همونجوری از اون زندگی لذت ببری؟ یا نه؟مهم حرف خداست و دلت وسعادت دنیوی و اخرویت؟ این تذهبون این تذهبون این تذهبون و آخرین سوال خدارو چند میفروشی؟ این گلهل تقدیم به همه اونهائی که شرافت و انسانیتشون ولبخند خدا رو با هیچ چیز عوض نمیکنند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 13:34 توسط انشالله شهید |
|
|
انگار ... نه تب دارم ، نه جايم مي كند درد همي دانم كه رنگم مي شود زرد همه گويند كه گرماي زمين است خودم دانم فراق از نازنين است نگرانم ، نگران ! نگرانم از اینکه تو را نبینم و بروم ، نگرانم ! نگرانم از اینکه روز شمار عمرم به صفر برسد و من روی ماهت را زیارت نکرده باشم ، نگرانم ! نگرانم از اینکه نامم در لیست ناکامان رویت باشد ، نگرانم ! نگرانم از اینکه قبل از بوسیدن دستت خاک دستم را ببوسد ، نگرانم ! نگرانم از اینکه جسمم بوی واقعی نرگس را حس نکند ، نگرانم ! نگرانم آتش نفرتم در رکابت عمر بی حاصل دشمنانت را نگیرد ، نگرانم ! ***
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 23:29 توسط انشالله شهید |
|
|
فدای اسمت دارو ندارمی بخدا هرکسی لیلی داره لیلی من دست نداره ذلف مشکیت سوره لیلو به یادم میاره دست نداری ولی اسم تو گره وا میکنه هرکسی به یک زبون عشقتو معنا میکنه آقا سلام خوبی قصدمزاحمت ندارم فقط اومدم بگم ممنونم پسر فاطمه رو تنها نگذاشتی تو کربلا ای ول مطمئنم که این کارو نکردی چون امام حسین (ع)داداشتون بوده میدونم پس کاری هم کن ما امام حسین(ع)شناس بشیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 23:3 توسط انشالله شهید |
|
|
سلام اومدم بنویسم اما نمیدونم چی بگم ولی فقط میدونم یه چیزی باید بنویسم تا دلم یکم آرام بشه البته شاید هم نشه ولی خودمو به در و دیوار میزنم یکم قرار بگیرم کاش اصلا دنیانمیومدم چون برای این بازیهای دنیا ساخته نشدم .واگر تحملی هم داشتم تمام شده الان که به دنیا اومدم حالا چکار کنم خدا خاسته یا ناخواسته منم تو این بازی دنیا هستم پس فقط برای من یه راه مونده اونم رفتن از این دنیاست .کاش زودتر خدای بزرگ و مهربان منو ببره. خدایا شما میدونید که ناامید نیستم ولی دیگه چیزی تو این زندگی نمیبینم که دلمو بهش خوش کنم. تو بیابون بودم در یه کویر داشتم از تشنگی هلاک میشدم نمیدونستم چکار کنم در اون ناامیدی از زنده بودن متوجه شدم چیزی از دور چشمک میزنه وقتی دقت کردم دیدم آب بود خیلی خوش حال شدم با تمام آرزو و امید فراوان به سویه آب رفتم هفت سال طول کشید تا به آب برسم.ولی وقتی رسیدم دیدم سرابه خیلی دلم شکست الان که برای خودم تکرا کردم دوباره اشکام سرازیر شد.ولی یاد سراب هم یه طور دلخوشی بود پس پشیمان از این راه هفت ساله نیستم وسعی میکنم دیگه آب نخورم و بیاد سراب باشم اگر هم دیگه بطرف سراب نرم ولی دیگه آب نمیخوام میدونید چون دیگه تشنم نیست چون دیگه خستمه. چون میدونم دنیائی که به مادرمون حضرت زهرا(س)وفا نکرد به من هم وفا نمیکنه فقط دوست دارم بمیرم .خدا تو میدونی من چقدر سعی کردم بیادت باشم و بیاد اونی که منو از مرگ نجات داد امام حسین رو میگم. هیچی ازت نمیخوام نه خونه نه زندگی نه ثروت نه دنیا نه اولاد تو میدونی چقدر بچه دوست داشتم ولی دیگه دوست ندارم. فقط مرگمو برسون خواهش میکنم. نه اینکه بگم الان میرم بهشت نه ولی بزار بیام بزار بیام بزار لااقل تو قبر بخوابم خیلی خستمه خیلی هفت سال نخوابیدم شب و روز راه رفتم تا به آب برسم.حالا دیگه ببرم .یا لااقل کاش هزار سال طول میکشید تا برسم به آب ولی متوجه نمیشدم سرابه. دیگه نمیتونم ادامشو بنویسم خدا بعد بهت میگم .ممنونم خدا مثل همیشه بازم حرفمو گوش کردی. دوستت دارم دوستت دارم خیلی زیاد خدا نکنه دیگه منو نمیخوای ثابت کن با گرفتن جونم که ناراحتیم برات مهمه التماست میکنم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دیگه دلم تا تنگ بشه میام پیشت خدا باهات حرف میزنم حرف باهات میزنم.میام میگم سراب هم میتونست سیرابم کنه ولی منو لایق رفع عطش ندید الهی عجل وفاتی سریعا به حق حضرت ابالفضل(ع) که هیچ وقت قسمشو به دروغ نخوردم آخه نمیتونم سراب رو فراموش کنم چون هفت سال به من امید زنده بودن داد حی میگفت من آبم بیا بیا بیا بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهمیشه دعاش میکنممممممممممممممممممم. یه سوال مهم دارم ازت خدا آیا میشه تو سراب غرق شد؟ولی من تو یه سراب غرق شدم.چون همه دلخوشیم و همه زندگیم همون سراب بود مگر گناه من چی بود.مگرچه خطائی کرده بودم نمیخوام دیگه کسی روببینم میخوام آرزوهام رو بزارم برای اون دنیا ولی گله دارم از سراب چرا این کار رو کردددددددددددددددددددد؟چرااااااااااااااا؟مگه من چی میخواستم.مگه من چی کم داشتم درسته لیاقت رفع تشنگی رو از سراب نداشتم. بگذریم خدااااااااااااااااااا . دعا میکنم که اون سراب بشه اقیانوس چون لیاقتشو داره .و من بشم یه چشمه خشکیده که کسی برای سیراب شدن سراغم نیاد .همیشه یه فراموش شده باشم الهی آمین خدای مهربون من.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 17:30 توسط انشالله شهید |
|
|
درخت چنار را دوست دارم چون هر وقت از بالا به آن نگاه می کنم هزار دست به سوی آسمان بلند شده می بینم و پاییز بیشتر دوستش دارم. که حنا می بندد تا در قنوت آتش را از یاد نبرد! تا بر باد دادن هستی اش را جشن بگیرد تا مرگ را برقصد و پایکوبی کند که فردا هزاران هزار جوانه خواهد داشت...! *** بگذار باران باشم در خاطرات جشن حنا بندان و شکوه برگ ریزان! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 16:58 توسط انشالله شهید |
|
|
من نمیدونم کجایه کار هستی و چقدر بخدا نزدیکی یاچقدردوری.من خودم خیلی دورم . حرفم با کسانی هست که مثل من ازخالق خودشون فاصله دارن.بچه ها تورو خدا بیایم این فرصت رو از دست ندیم ماه رمضان اومده .بخدا ما هم میتونیم خوب باشیم شما رو نمیدونم اما بلانسبت شما لجن تر از خودم سراغ ندارم .ولی منتظر این ماه بودم.میخوام دوباره شروع کنم میگن امام زمان(عج)ناظر به اعمال ما هستند مردونه خیلی نامردی کردم به آقا میخوام از این ماه کمک بگیرم و بنده خوبی برای اوس کریم بشم در واقع میخوام استام رو عوض کنم قبلا اوس ابلیس بود الان میخام برم پیشه اوس کریم.تو هم بیا بخدا نا امید نباش...یعنی تا حالا گناه کار بودم برم بمیرم.برم گمشم.کجا برم حالا که فهمیدم امام حسین(ع) و ابالفضل(ع) و حضرت زهرا(س) و اهل بیت علیهم السلام و بالا تر از همه خداجونم بیچارهارو میخرن از در این خونه برم.بخدا دیگه هرگزنمیرم بچه ها بخدا دیگه خسته شدم.هرکی مثل منه از الان بگه یا علی.جانه من دیدی وقتی میری حرم امام رضا(ع) جائی نوشته باشن یا به آدم بگن فقط خوبا بیان تویه حرم وگناه کارها نیان.اهل هر گناهی هستیم بیایم کنار بزاریم گناه همه شماگردن من هر گناهی که تا بحال کردی خدائی راست میگم فقط از ته دل توبه کنیم و به شرطی که دیگه تکرار نکنیم.بهترین فرصت پیش اومده بچه ها ماه رمضان اومده.پس همه بریم وضو بگیریم واز ته دل باهم هفت مرتبه بگیم.خدایا به حق خودت و بحق چهارده معصوم علیهم السلام و به حق آقاابالفضل(س) و بحق زینب کبری(س) و بحق علی اصغر (ع) الهی العفو خدایا از همه گناهانم توبه میکنم و شما هم منو در امر بندگی خودت و این راه یاری بفرما .آمین یا رب العالمین.بچه ها تولد همگیمون مبارک. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 20:20 توسط انشالله شهید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 18:14 توسط انشالله شهید |
|
|
آقای مهربون و با وفا الان که چهار هزار تیر انداز نیستند پس از تشنگی نجاتم بدید میدونم اینجوری که دارم میرم جلو جز تباهی و سیاهی چیزی دیگه نمیتونه حاصلم بشه. میدونید آقا فرق من و حضرت رقیه(س)چیه(البته از میون یک میلیارد تفاوت)؟ وقتی تشنگی رقیه(س) بر طرف نشد آن بانویه نازنین شهیده شدند. اما اگر تشنگی من بر طرف نشه هلاک میشم. آقا نذار هلاک بشم آقا این گلها رو از نوکر روسیاهت قبول بفرمایید مگه بدها دل ندارند آقا یه فکری برای من بکنید لطفا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 17:13 توسط انشالله شهید |
|
|
گر نشان عشق را گم کرده ائیم در میان آتش آن خیمه هاست(رقیه)
گر به دنبال حقیقت میرویم حق همینجا.حق به روی نیزه هاست
شهادت حضرت زینب به همه شما تسلیت باد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 5:59 توسط انشالله شهید |
|
|
چند سخن از علی بن ابیطالب
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 21:21 توسط انشالله شهید |
|
|
مطلب بسيار آموزنده اي از كلام گهربار امام علي عليه السلام زنند بدون دلگيري باز مي گردد و اين نشانه فروتنان است. قانعان است. زاهدان است. (1) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 21:20 توسط انشالله شهید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام/قدمتون رو چشمام
|
|
RSS
|